پژوهش و نگارش فیلمنامه: نیما حسن بیگی - صبا کاظمی

تهیه کننده: نیما حسن بیگی

کارگردانی: نیما حسن بیگی - سعید ترابی

مدت فیلم: 40 دقیقه

سال تولید: 95 - 1394

تهیه شده در شبکه استانی قزوین

 

قاب اول؛ بوم سُرخ

تصاویری از خیابانهای شهر تهران در سال 1359

نریشن روی تصاویر خیابان:

آخرین روز شهریور 1359 بود... رویای پاییز در راه بود و دانش آموزان برای اولین روز مهر آماده می‌شدند... وقتی ساعتی بعد خبر آمد توفانی سهمگین از راه رسیده، بُهت و ناباوری همه را فرا گرفت.

تصویر تاریک می‌شود. در تاریکی صدایِ مردی آژیر قرمز را معرفی می‌کند و بعد آژیر قرمز شنیده می‌شود.

در ادامه انفجاری مهیب.

و در ادامه تصاویر آرشیوی از جنگ ایران و عراق.

نریشن روی تصاویر جنگ:

اما آن بُهت سراسری در اندک زمانی به حماسه‌ای سراسری تبدیل شد... مردم ایران از هر قوم و زبان و مذهب، در مقابل دشمنانِ این خاک ایستادند... و این درس بزرگی بود به اهریمنِ متجاوز... در طی هشت سال دفاع مقدس، اتحاد و مقاومتِ ملتِ ایران چشم جهانیان را خیره کرد... مردمی که خاکِ این بومِ کُهَن از خونشان سرخ شد.

تصاویری از خیابانهای شهر قزوین در اکنون.

نریشن روی تصویر:

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست... هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رَوَد... صحنه پیوسته به جاست ... خُرَم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.

در ادامه؛ عکسهایی از هنرمندان دفاع مقدس؛ مجید انتظامی، رسول ملاقلی پور، مرتضی آوینی، ایرج اسکندری (نقاش انقلاب و جنگ)، ابراهیم حاتمی‌کیا، داریوش گودرزی (عکاس جنگ)، شهرام ناظری، قیصر امین‌پور و در آخر مجید مقصودی. (این عکسها به صورت ویدئوگرافیک نمایش داده میشود)

نریشن روی ویدئوگرافیک هنرمندان؛

کم نیستند هنرمندانِ هنرِ دفاعِ مقدس، که سالها از این واقعه الهام گرفته‌ و آن را به تصویرِ خیال کشیده‌اند... و شاید گمنام‌ترین و پرکار‌ترینِ این هنرمندان، نقاش شهدا، مجید مقصودی است.

قاب اول با عکس مجید مقصودی به پایان میرسد.

 

قاب دوم؛ نقش و نقاش

نمونه‌هایی از نقاشی‌های جنگی در جهان. صداگذاری روی نقاشی‌های جنگ.

نقاشی جنگ در طول تاریخ، در همه کشورها هنری جذاب و پُر مخاطب بوده... هنری که شجاعت و ایثارِ مَردمان را به تصویر می‌کِشد... در دورانِ جنگِ تحمیلی و سالهای بعد از آن، نقاشان بسیاری با دیدگاه‌های مختلف به این موضوع پرداخته‌اند... اما شاید فقط یک نفر توانسته باشد حدود 6000 نقاشی از چهره شهدای کشورش به یادگار بگذارد!

مصاحبه: کارشناسها (شکیب زاده، حضرتی و دلزنده) داستان ورود مجید مقصودی به عرصه نقاشیِ دفاع مقدس را بازگو می‌کنند.

در بین مصاحبه‌ها، عکسهای آرشیوی از جوانی مجید مقصودی نشان داده می‌شود. همچنین یک نقاش، پُرتره‌ سیاه قلم مجید مقصودی را می‌کشد. پلانهای ترسیم این نقاشی تا پایان این فصل به صورت خُرده شده و اینسرت استفاده می‌شود.

 تصاویر بازسازی شده از جوانی مجید مقصودی و حسن شکیب زاده: این تصاویر به صورت اینسِرت بینِ بخشِ پایانیِ خاطره شکیب زاده می آید.

تصویری از مردی عکاس که در موزه شهدا و بین نقاشی‌های شهدا قدم می‌زند.

نریشن روی تصاویر بالا؛

مجید مقصودی به عنوانِ نقاشِ شهدا، نه فقط در دورانِ دفاع مقدس، که تا دهه‌های پس از آن نیز به طور مستمر به صورتگری چهره شهدا می‌پرداخت... و این چنین توانست حدود 6000 هزار نقاشی از چهره 3000 شهید استان قزوین خلق کند... او آخرین مجموعه‌‌ از چهره شهدا را در سال 1384 به یادگار گذاشت.

مصاحبه: همسر مقصودی، خاطره گفتگوی مجید مقصودی با آن مادر شهید را بگوید.

استفاده از فیلم آرشیوی بنیاد شهید از دقیقه 7:23 تا 7:40 (مقصودی درباره 6000 نقاشی شهید می‌گوید)

در پایان این فصل، در یک پلان Over head پُرتره سیاه قلمِ مجید مقصودی امضا می‌شود.

 

قاب سوم؛ قصه یک راوی

عکسهایی از شخصیتهای سرشناس طالقان به صورت ویدئوگرافیک نشان داده می‌شود.

نریشن:

قریب به هزار سال پیش در ایران، طایفه‌ی آل بویه به قدرت و شکوفایی رسید... اینان خاندانی ایرانی از طوایفِ دیلیمان بودند که یکی از مراکز مهمِ قلمرو‌شان قزوین و توابع آن، از جمله طالقان بود... و این نشان می‌دهد کُهن دیارِ طالقان که از نظر فرهنگی و قومی، بخشِ جدایی ناپذیرِ قزوینِ است، از دیرباز خاستگاه فکر و فرهنگ و تمدن بوده... وجود افرادی چون آیت‌الله سید محمود طالقانی، درویش عبدالمجید طالقانی، استاد غلامحسین امیرخانی، ابراهیم بوذری و غلامحسین درویش‌خان گواه این ادعاست.

نمای پاساژ: پرواز کبوترها.

تصاویر بازسازی: تصاویری از جاده و طبیعت طالقان. پسر بچه‌ای کنار رودخانه بازی می‌کند.

نریشن روی بازسازی:

مجید مقصودی در یکم شهریور ماه 1342 خورشیدی در طالقان چشم به جهان گشود و در دوران کودکی از غنای تمدن و تاریخِ زادگاهش – سرزمینِ دیلیمان – سیراب شد...

نمایی از چهل ستون و یا عالی قاپوی قزوین:

در نوجوانی، به قزوین کوچ کرد و با طبعی سرشار از فرهنگ و طبیعتِ آن سرزمین، وارد عرصه نقاشی شد.

عکسی از مقصودی در کنار هانیبال اَلخاص و مقصودی در کلاس درس نصرت‌الله مُسلِمیان.

نریشن:

اما مقصودی، زمانی نقاشی را به طور حرفه‌ای و علمی ادامه داد که در سال 1369 در مقطع کارشناسی وارد دانشگاه شد و دانشِ نقاشی را از اساتید برجسته‌ای همچون هانیبال الخاص و نصرت‌الله مُسلمیان آموخت.

مصاحبه: مجید حمیدی کوتاه درباره کار دانشگاهی مقصودی حرف می‌زند. همسر مجید مقصودی درباره سختی‌ کار مقصودی و کمکِ خودش به شوهرش می‌گوید.

نمای پاساژ: پرواز کبوترها.

نریشن روی پرواز کبوترها:

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه یک زَنجَره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مصاحبه: داوود شفیع‌خانی درباره آرامش مقصودی در آن روزها بگوید.

خانم یوسفی (همسر مقصودی) درباره روزهای آخر زندگی مجید مقصودی می‌گوید.

تصاویر گورستان. پُرتره سیاه قلم مجید مقصودی را روی مزار اوست.

نریشن روی تصاویر گورستان:

سرانجام نُهم مهر ماه 1391 بود که سه هزار شهید استان قزوین یک نفس او را صدا زدند... و فردای آن روز روزنامه‌ها نوشتند؛ نقاش شهدا به شهدا پیوست.

نمای بسته از پرتره سیاه قلم مقصودی.

دیزالو به ...

سکانس مونتاژی: مجید حمیدی پرتره اکلریک یک شهید را میکشد. آواز "کاروان شهید" اثر شهرام ناظری روی این سکانس مونتاژی.

 

قاب چهارم؛ پنجره‌ای دیگر

عکسهایی از خیابانهای قزوین و نقاشی‌های شهدا در دهه 60 در قزوین.

نریشن روی تصاویر مرد عکاس:

بسیاری از مردمِ شهر به خاطر دارند؛ در روزگاری که دستگاه‌های چاپ پیشرفته امروزی نبود، دیوارها و خیابانها به نقاشیِ شهدا آراسته بوده... نقش‌هایی ساده اما تاثیر گذار.

استفاده از فیلم مستند بنیاد شهید از دقیقه 9:42 تا 10:20 (مقصودی درباره تفاوت بین نقاشی و عکس حرف میزند. تایتل: مجید مقصودی 1388)

مصاحبه: با علی کاظم‌لو و محمد حصاری.

روی حرفهای حصاری عکسهای تشییع شهدا در امامزاده حسین دیده می‌شود.

دو مرد یک تلویزیون قدیمی را در مزار شهدا حمل می‌کنند و روی زمین می‌گذارند.

مصاحبه: با پدرشهید دادایی و مادر شهید جلیلی‌فرد.

در پایان این فصل، نماهنگی با صدای فرامرز آسرایی درون تلویزیون قدیمی نمایش داده می‌شود.

 

قاب آخر؛ راوی رنگها

نقاشی‌های غیر دفاع مقدسی مقصودی نشان داده می شود: طبیعت، پرنده، انتزاعی، جلد کتاب، تابلو نقاشی علی، میرزا حسن سردار و مجسمه‌ها.

نریشن:

از مجید مقصودی آثار متفاوتی به جای مانده است ... آثاری که نشان از اصالت، دانشِ روز و خلاقیتِ هنری او دارد ... و به راستی ذاتِ انسان و طبیعت، بخشی جدایی ناپذیر از هنر اوست.

مصاحبه: کارشناسها (دلزنده و محبی و حضرتی) درباره آثار غیرِ دفاع مقدسی مقصودی صحبت می‌کنند و تکنیکهای مقصودی را بررسی می‌کنند.

نمایی از یکی از نقاشی‌های مقصودی.

نریشن:

راوی ما چشم جهان باز کرد / رنگ به رنگ این هنر آغاز کرد

قصه‌ی او قصه‌ی عشق است و خون / با قلمش نغمه‌ی دل ساز کرد

حرف و حدیثَش نَروَد بَر قلم  / کآخر دفتر شد و پرواز کرد

مصاحبه: از زبان دلزنده و مُحبی حرفهای پایانی درباره مجید مقصودی می‌شنویم.

تصاویر آرشیوی از خودِ مقصودی که نقاشی می‌کشد و درباره کارهایش حرف می‌زند.

تصاویر آرشیوی: نشان دادن خط نقاشی‌های او. (تایتل: مجموعه خط نقاشی "بسم الله" اثر مجید مقصودی)

مجید مقصودی حرف آخر را می‌زند و می‌گوید "ما از نقش آفرینی‌هامون گفتیم اما در آخر باید بگیم که نقاش اصلی خداست".

و سپس بیتی از حافظ می خواند.

تیتراژ پایان؛ نقاشی‌های شهدا به روی یک زمینه رنگی به صورت رُل می‌رود. تصنیف "ای ایران" با صدای اسفندیار قره‌باغی.

پایان